تبلیغات
فرجام عشق
نظر سنجی
نظرتون درباره این وبلاگ چیه؟






با بهار بیدار می شوم . . .
از خمیازه ی کشدار میله ها
از کابوس قندیلهای ظلم . .
از روزها و لحظه های سیطره ی خفقان و سکوت . .
بیدار می شوم دست در دست بهار
وجود عاشقم سراسر جوانه می زند
و شکوفه های نور
سرانگشتانم را لبریز می کنند . .
هر چند نباشی
بهار . . یاد آور ایمان توست
که سیاهی و سرما را باور نداشت . .
که رفتتنت چگونه ماندن را به ماآموخت
آری بر می خیزم در بهار . .
با ساق هایی پولادین و بر شاخه هایم باز

گره می خورند دخیلهایی سبز






برچسب ها: بهار، وجود عاشقم، دخیلهایی سبز،
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ باران ]
می بینی . . . ؟



در دستهای لغزنده ی ما

همیشه تنها

حسرت آنچه در آن

بیشتر می فشاریمش

باقی مانده است !






برچسب ها: دستهایمان، حسرت،
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ باران ]
قلب من کلبه ایست 
با پنجره های باز
که تنها تو در آن سکونت داری . . .
وقتی نیستی
از پنجره به بیرون نگاه می کنم
اما در به روی هیچ کس باز نمی کنم . . .

آخر می دانی ؟
می خواهم پرده های پنجره های قلبم
همیشه آبی بماند
درست به سلیقه ی تو .





برچسب ها: وقتی نیستی، پنجره، پرده های آبی قلبم،
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:46 ب.ظ ] [ باران ]
در سرزمین هیولاهای در هم پیچیده ی پولادین

كه بسته شده رخنه های تنفسش دیریست . . .

تو بی دریغ ترین پنجره ی گشوده به بارانی .




برچسب ها: تو،
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ باران ]
دختری خوابیده در مهتاب
چون گل نیلوفری بر آب
خواب می بیند که بیمارست دلدارش
وین سیه رویا, شکیب از چشم بیمارش
باز می چیند
می نشیند خسته دل در دامن مهتاب
چون شکسته بادبان زورقی بر آب
می کند اندیشه با خود:
از چه کوشیدم به آزارش؟
وز پشیمانی سرشکی گرم
می درخشد در نگاه چشم بیدارش
روز دیگر
باز چون دلداده می ماند به راه او
روی می تابد ز دیدارش
می گریزد از نگاه او
باز می کوشد به آزارش




برچسب ها: دلدار، دختر مهتاب، خسته دل،
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 12:42 ب.ظ ] [ باران ]
به پشت سر نگاه میکنم شاید هنوز کسی مرا دوست داشته

باشد؟؟؟

اما افسوس...

همه کاسه آب به دست,منتظر رفتن من هستند!!





برچسب ها: نگاه، كاسه های آب، منتظر، رفتن، افسوس،
[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ باران ]
گفته بودی:

دلتنگی هایم را، با قاصدک ها قسمت کنم،

تا به گوش تو برسانند.

می گفتی:

قاصدکها گوش شنوا دارند؛

غم هایت را، در گوششان زمزمه کن،

و به باد بسپار...

من اکنون صاحب دشتی قاصدکم؛

اما مگر تو نمی دانستی،

قاصدک های خیس از اشک،می میرند؟؟؟





برچسب ها: دلتنگیهایم، قاصدك، زمزمه، گفته بودی، اشک، غم هایت،
[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ باران ]

از بس خوابت را دیده ام،


دیگر نمی گویم “خوابم می‌‌آید”

می‌گویم “یارم می‌‌آید”...

وعده ی ما...

همان رویای‌ همیشگی!





برچسب ها: رویای تو، خوابت، رویای همیشگی، وعده ما، یارم،
[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ باران ]
وشاید سال ها بعد . . .
بی تفاوت از کنار هم بگذریم و . . .
در دل بگوییم : . . .

آن غریبه ! چقدر آشنای خاطراتم بود ! . . .






برچسب ها: غریبه، آشنای خاطرات، سالها،
[ سه شنبه 6 فروردین 1392 ] [ 01:07 ب.ظ ] [ باران ]
نفست عطر مرتعشی گردیده که حجم سرد تنهایی مرا میشکافد...

 و یخ ذهنم را ذوب میکند...

 در بال هایت رویای همیشه ام را میبینم...





برچسب ها: رویا،
[ یکشنبه 22 بهمن 1391 ] [ 11:13 ب.ظ ] [ باران ]
بادکنک من ...

 تاب نفسی را که به آن داده‌ام ندارد ...

 ببین چگونه سر به هر کجا می‌زند ...

 که تهی شود از اندوه !!...




برچسب ها: بادکنک،
[ یکشنبه 22 بهمن 1391 ] [ 11:10 ب.ظ ] [ باران ]
هیچـــــــــــــ چیز بدونـــــــــــ تــــــــ♥ــــــــو تمامـــــــــ نمیـــــــشود

 حتی .......!!!!

 همینـــــــــــ دلتنگی هایـــــــــــ منــــــــــــ





برچسب ها: تو،
[ یکشنبه 22 بهمن 1391 ] [ 11:07 ب.ظ ] [ باران ]
به كوری چشم تو هم كه باشد

 حالم خوب ِخوب است

 اصلا هم دلم برایت تنگ نشده

 حتی به تو فكر هم نمیكنم

 باران هم تو را دیگر به یاد من نمیآورد

 مثل همین حالا كه میبارد...

 لابد حالا داری زیر باران قدم میزنی . . .

 اما چترت را فراموش نكن ! لباس گرم را هم!





برچسب ها: چتر، باران،
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ باران ]
من تــلـخ شــده ام

 مثل قــهوه فرانسه

 بدون شیر و شــکر

 فنجان را زمین بــگـذار

 بیرون را نگــاه کــن

 امشـب بــاران مــی بارد

 و تــو خــیلــی زود

 لای آن بــارانــی بُلـــند ســیاه

 بــین آدمــها

 طَــعم تــلـخ مــَــرا از یــاد مــی بَــری ! ! !




برچسب ها: قهوه، باران،
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 10:00 ق.ظ ] [ باران ]
فانوس هاى ده مى دانند بیهوده روشن هستند
 و سگهاى ده باخبرند که بیدارى بى فایده است
 وقتى در روشنى روز، دزدها به مهمانى کدخداى ده مى روند





برچسب ها: بیداری، کدخدای ده،
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ باران ]

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

ساخت کد موزیک آنلاین
دانلود آهنگ جدید